باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن
سلام ای عشق دیروزی منم آن رفته از یادی که روزی
یه جور درگیرت شدم من
بعد از تو دگر یار نگیرم / رفتی به سفر زود بیایی
روز دیدارو دقیقا یادمه ساعت قرارمون چهارِ عصر
هی ترکم نکن عشقتو کم نکن
خسته از همه آدمای شهر
عقلمو دادم رفت با پولش بخرم واست عطر اگه یهو بغل...
نبینم دوباره یه گوشه بشینی
از عالم و آدم سر تو حرف شنیدم از دست غرورم
الان چند وقته زندگی نکردم
رگ و ریشمی تار و پودمی ضربانمی شاهرگ جونمی