این همه از تو نوشتم این همه ورق سوزوندم
وقتی میخندی چشماتو میبندی
نمیخوام شهرمو بی تو
می بریز واسم
نمی گویم پریشانم که می دانم که می دانی
تو باید همیشه مال من بمونی
فرقي نداره برام ساعت چنده الان
آغوش ویرونه ی من امنیتی برات نداشت
مثل تو هیچ جا تو کل اسمون پیدا نکردم
دستای پینه بسته و دلی شکسته و غمی که تازه س هنوز
سر به سرم میذاره لج میکنه با قلبم
به جز تنت مبادا شقایقی ببویم
یار من باش
جای دوتامون دیوونگی کن
@چرا دریا برم وقتی تو چشمات میبینمش غروبه خورشید ...
روزا که هر دو بیرونیم حال همو نمیدونیم
تمومه شبای تنهاییمو به جای تو با ماه حرف میزنم