آخر که خواست از او ما را بیافریند
موسرتا پا بِراش
ای وای ای وای ای وای
یا بیا باهام درد دل کن
منو از همه دنیا جدا کردی
کرمانجی زندان هیوا زیندانه ژیانه
کاش ماهی قرمز بودم
قصه ی عشقمونو یه روز کتابش میکنیم
بزن قیچی به عکسایی
بارون میزنه به شیشه و
آخه کی اینقد مثله تو نابه
شرمندهام که همت آهو نداشتم