تو زیباترین جای احساسمی
یه کم زیادی بودی واسه دلم میدونم
واسه ی داشتن تو هر از چند گاهی می شد
دختر آبادانی چه سبزه و مامانی
دیگر چه دارم بعد از او، جز وحشت از دیوانگی
نهال بیخبر که این زمین بارور
تا که بودیم نبودیم کسی
قابل بدون بیا پیشم
من رو اسم تو قسم میخورم
تو نباشی کی باعشقت منو دیونه کنه
داداشي بیدار شووو...
خبر داری دلم برات، لک زده
بیو بیو که کارُم از دُعا رِدن
به دل نگیر از من دیوونه
شب که میشود یاد تو میزند به جان
ميكشه طرف تو يه چيزي منو باز
ای بغض تو صدام
چه اومدی بود که رفت زود
هر روز این خونه
قول بده باشی نمیزارم ازم جدا شی
چه خوبه هستی و نشستی پیشم
دوباره بغض یکریزو