امشبو چه تنهام دور از ادمای این شهر
اگه موندی موندم با اینکه خیلی روزای سخت داشتیم
تو از راه به در کردنو خوب بلدی
غمِ تو مي كشد مرا به لب رسيده جانِ من
این دفعه که دیدمت و خوب بو کشیدمت
می تونستیم ما به هم فرصت بدیم با هم بسازیم
قشنگ ترین چشمارو داشت ولی حیف که همش
نکند فرق به حالم که تو با من چه کنی
بهم میدی توجرأته پروازو تو آغوشت جا میزارم ترسامو
لب های خندان مرا گرمای دستان مرا
چیده بودیبندازی قلب سفیدمو خش کشیدم فیس غریبمو مستمیشوره رنگ پریدمو اش
وقتی هرجایی که میرم ازت یه خاطره دارم
شب شروع ماجراست خالی از راه فرار
ببین اینطوری نکن با من من که انقدر دوست دارم
یعنی الان کجای شهری ؟ کاشکی بگی فقط تو قهری